مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
گـسـتـردهانـد ســفــرۀ دارالـنــعــیــم را ســوزانــدهانـد شـعـلـۀ داغ جـحــیـم را کوثر به جوش آمد و دریا خروش کرد با خـویش بُرد طـعـنۀ تـلـخ عـقـیـم را! با هر حـسن حـسن، حـسـناتم زیـاد شد طوری که مـحـو کـرده تـمـام بـدیـم را از «من» الی «تو» در رمضان الکریمها بـگـشـودهانـد صَـد طـرق مـسـتـقـیم را گـویـی بـرای بــودن هــم آفــریــده انـد دسـت مـن و عــبــای امــام کــریـم را بر روی شـانـههای پیـمـبـر کـشـیـدهای تـصویـر شـاعـرانـۀ سـیـب دو نـیـم را شیعه بدون لطف امامش شکـستنیست آقای مـهـربـان...! پـدری کن یـتـیـم را ما با توأیم؛ با تو وَ سـوگـند میخـوریم در روز حشر هم به تو پیوند میخوریم |